وحشی ترین هم باشی ...
باز هم یکی را میخواهی که بیاید و رامت کند ...
تنها ترین هم باشی ....
باز هم یکی را میخواهی تا خلوتت را پر کند ...
بی نیاز ترین هم باشی ...
باز هم یکی را میخواهی تا مرحمت باشد ....
سالم ترین هم باشی ....
گاهی دلت سیگار میخواهد ...
عاقل ترین هم باشی ....
گاهی دلت دیوانگی میخواهد ....
این طبیعت این دنیاست چرا بر مبنای قانون هایی بی اساس زندگی میکنی ؟
فکر نکن جانا !
یک بار هم که شده دلت را به دریا بزن و دیوانگی کن ...
جیغ بزن ، برقص ، گریه کن ، تند تند حرف بزن ، غذای ایتالیایی بخور ، نوشابه را تکان بده و بعد در دهانت بگذار ، لباس تابستانی تنت کن و روی پشت بام بخواب ...
دلت را به این ها خوش کن ، دیوانگی کن با من ...
شاید همین الان خدایی نکرده ، زبانم لال دیگر نبودی ...
پس لذت ببر که این دنیا به هیچکس وفا نکرده !
به حرف های بی اساس دیگران توجه نکن ، برای خودت زندگی کن
بهشت تو ، جهنم تو ، اشتباه تو ، به هیچ بنی بشری مربوط نیست ...
پس همین الان بلند شو ، صدای موزیک را بلند کن ، کفش هایت را در بیار و برقص ...
بگذار صدای جیغت گوش همه را کر کند ...
بگذار مردم ، از این خوابِ بیداری که هستند بلند شوند ...

نوشته : نارین میرشکار
عکس : مهیار متبسم

پی نوشت : بازگشتم واقعنی دیگه :) اعلام حضور کنید ببینیم کی آشناس :دی