شاید یکی از بدترین نوع ضربه خوردن ها اینه که بفهمی یه نفر بهت دورغ گقته !

اون موقع ذهنت پر میشه ...!

از اینکه یعنی بقیرو راست گفته ؟

دیگه دروغ نمیگه ؟

اصلا چرا دروغ گفت ؟

که من و نگه داره ؟

حالا اعتراف کرده که چی ؟

که چی ثابت شه ؟

من بیشتر عذاب بکشم ؟

من بیشتر رنج بکشم ؟

بیشتر له شم ؟

بیشتر فرو برم تو این لجنی که دارم توش دست و پا میزنم ؟

دروغ نگو لعنتی ! وقتیم میگی یه زمانی نگو که یه چیزایی جدی شده ! یهو نیا بگو دروغ گفتم ! نگو اشتباه کردم !

اون موقع حس میکنم مسخره شدم ! احساساتم به بازی گرفته شده !

من و خاطره هات " با هم " خوبیم ...

تو هم نمیرفتی اگه " آدم " بودی ...